المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

191

التنبيه والإشراف ( فارسي )

پيغمبر صلى الله عليه و سلم پس از مهاجرت به مدينه فرمود : « در خانهء عبد الله بن جدعان در پيمانى حاضر بودم كه اگر مرا بمانند آن دعوت كنند ميپذيرم و اسلام آن را محكمتر كرده است . » پيمان مطيبين پيش از پيمان فضول بود و علت آن بطوريكه ابو عبيده معمر بن مثنى در كتاب مناقب قريش و فضائلها آورده چنان بود كه قصى بن كلاب بن مرة بن كعب بن لؤى پرده دارى و دار الندوه و پرچم را بپسر خود عبد الدار و سقايت و رفادت ، يعنى آب دادن و پذيرائى كردن را بپسر ديگر خود عبد مناف داده بود و چون بدوران جاهليت ، فرزندان عبد مناف بسيار شدند گفتند ما از بنى عبد الدار به پرچم و پرده‌دارى و ندوه سزاوارتريم و ميان قريش اختلاف افتاد . هنوز عبد الله بن جدعان تيمى زنده بود . بعضىها گفتند به خدا فرمان قصى را نقض نبايد كرد . بنى مخزوم و جمح و سهم و عدى بن عبد الدار را تأييد كردند و بنزد كعبه پيمان كردند و احلاف - يعنى هم پيمانان - ناميده شدند . وقتى بنى عبد مناف اين را بديدند با بنى اسد بن عبد العزى و بنى زهرة بن كلاب و بنى تيم بن مره و بنى الحارث بن فهر هم پيمان شدند و در خانهء عبد الله بن جدعان پيمان كردند و عبد الله ظرفى پر از عطر بياورد ، دستها را در آن فرو بردند و بقولى ظرف عطر را يكى از دختران عبد المطلب آورد . بقولى عطر را در مسجد الحرام نهادند و دستها را در آن فرو بردند و بكعبه ماليدند و پيمان كردند كه همديگر را رها نكنند و مطيبين - يعنى عطر آلودها - ناميده شدند . عمر بن ابى ربيعهء مخزومى و بقولى عبد الله بن قيس رقيات بتذكار مطيبين و احلاف گويد : « وى از مطيبين پدر بزرگها دارد و دنباله‌هاى احلاف به دو رسيده است وقتى خوانده شود ما بين عامر و لؤى و عبد مناف است . »